عشقه منو باباش

اولين مسافرت ماماني با تو :)

سلام ماماني  خوبي عشق مامان؟ من خيلي وقته نديدمت دلتنگتم  همش عكساي سونو ان تي رو ميزارم ميبينم قربون صدقت ميرم الهي فدات بشم  ١٩مرداد تصميم گرفتيم بريم شمال تا ابوهوامون عوض شه  با دايي حسن اينا و پسرخاله اينا رفتيم  يكم استرس داشتم برم يا نرم ولي دلو زدم به دريا و رفتم  ولي حيف كه بابا حميدت كار داشت نتونست با ما بياد ... خيلي هوا خوب بود رفتيم چالوس اول اونجا يه شب مونديم  كلي خنديديم و خوش گزرونديم گرچه همه شنا كردن الا ماماني چون جوجم برام مهمتر بود شب تو ويلا جوجه زغالي خورديم كه خيلي چسبيد صبح كه شد تصميم  گرفتيم بريم انزلي تو راه خيلي شرجي بود خيلي گرمم...
25 مرداد 1394

سونو گرافي ان تي

سلام ماماني  امروز روز پنجم مرداد قراره برم سونوگرافي ان تي و غربالگري  دل تو دلم نيست همش دارم دعا ميكنم كه تو صحيح و سالم باشي گرچه ميدونم  خداخودش حواسش به تو هست  صبح ساعت ٦ و نيم از خواب بزور بيدار شدم  بابايي رو بيدار كردم گفتم پاشو بريم ديدن ني نيمون خيلي ذوق داشتيم  تو راه من تو ماشين حالم بد شد  ساعت ٧ بود كه رسيديم سونو گرافي نرگس بابايي رفت برام  ابميوه و كيك بگيره  بعد رفتيم بالا هر چي اصرار كردم به منشي گفت وقت نميدم منم خيلي ناراحت شدم اخرش خيلي اصرار كردم گفت طول ميكشه بشين  خلاصه گفت نوبتت ساعت يكه ظهره نشستيم و منتظر شديم ديدم ب...
9 مرداد 1394
1